یه شب استخاره کردم و خوب اومد به شوهر سابق پیام دادم که بچه رو فردا بیاره پارک تا ببینمش
دل تو دلم نبود
رفتم پسرمو دیدم اولش ممانعت میکرد که بیاد تو بغلم
و همینجور تا چند روز میرفتم میدیدمش و کلی چیز میز براش میبردم
حالم خیلی بهتره که این روزا با پسرمم
دیگه الان قشنگ باهام میمونه وقتی میره پیش باباش لج منو میگیره
چندجا رفتم مصاحبه واسه کار ولی با بچه نمیشه
آرومترم خدایا شکرت
این روزها...ما را در سایت این روزها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 193