این روزا

خرید بک لینک
شوهر هم خسته شد ... از افسردگی من، غرغر های من، تنبلی من، بیحوصلگی و زجر کشیدن من...دعوامون شد.... جلو بچه خیلی بد جیغ کشیدیم و دعوا، بچه رو برداشت برد سه روز خونه مادرش.

وای که من چی کشیدم بدون پسرم. مردم و زنده شدم...یکبار دوبار ده بار صدبار...نمیتونم بی پسرم اصلااااا

روز سوم پسرمو اورد...دنیا رو بهم بخشیدن ... تصمیم گرفتم مامان خوبی باشم

الان بعد از سه روز دیگه خود شوهر برگشته! همش سرش تو گوشیه و داره چت میکنه! نمیدونم داره چ غلطی میکنه دقیقا....

خال این روزم خوبه تقریبا ... اگه ب خاطر بچم نبود شوهرو میذاشتم کنار

این روزها...

ما را در سایت این روزها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 18:36

صفحه بندی